فولکلور در موسیقی پشتکوه و پیشکوه

                        فولکلور در موسیقی پشتکوه و پیشکوه  

 موسیقی فولکلور فقط از طریق گوش و حافظه گوش شنیده و تأثیرداده می شود و در طی چند بار اجرای آن هر بار این ترانه تغییراتی می‌کند و خلاصه آنکه کاملاً متغییر است و شناسایی آن فقط از طریق شنیدن و اجراست، آن هم بوسیله یک اجرای معمولی دسته جمعی و عمومی. ((برای ما فولکلور حادثه ای است متعلق به به زمان های گذشته و یا بیان احساس موسیقی مردم و جمعیت های رشد نیافته.)) به طوری کلی توجهی که آهنگسازان معاصر به این پدیده عامیانه نشان داده اند از اهمیتی که جویندگان ارزش های پنهانی به این موسیقی داشته و گمان می برده اند کمتر بوده است. موسیقی پیشکوه و پشتکوه مانند بسیاری از موسیقی بومی کشورمان بر اساس هجاهای شعری و ریتمیک با ملودی هماهنگ شده و فواصل به غیر از اینکه رنگ بومی دارند مایه ای نزدیک به کرن و سری دارند. در ترانه های فولکلور خواننده در هر زمان و لحظه به گونه ای می خوانده و سازماندهی نیافته به گوش می رسیده است که لازم است این گونه گون خواندن ها با گویش هایی هم رنگ ثبت و ضبط شود، نه اینکه از میان چند خواندن یکی را ملاک قرار داد ه و به نام فولکلور برآن آورده شود . استاد علی اکبر شکارچی نوازنده چیره دست کمانچه و پژوهشگر موسیقی لری در مقدمه کتاب بیت ترانه کهن موسیقی لری آورده اند: که ((فولکلور به گونه های گوناگون تغییر یافته و خواننده در هر خواندن در میان توده مردم با تبعیت از سبک انفرادی و سبک متداول زمان پیوسته تغییر پذیر است.)) سخن استاد شکارچی این موضوع را بر ما بیشتر روشن می کند، که در ثبت فولکلور شایسته است همه گونه های خواندن ملودی های آواهای توده مردم را نوشت و به حافظه ثبت سپرد. در این اثر آمده است که اشعار ملودی مدل هایی که خواننده محلی ناآگاهانه به آن آشنایی دارد منطبق با شرایط موجود ارائه می شوند و نمونه ترانه های که به وسیله خواننده ای در یک زمان و مکان خاص اجرا می گردد غیر قابل تکرار است. بلا بارتوک در این باره می نویسید: روستاییان نه فقط قادرند بلکه گرایش شدیدی دارند که موسیقی موجود در دسترس شان را تغییر شکل دهند، در اجرای یک ملودی ، فرم ظاهری و طرح زیربنایی غیر قابل تشخیص آن حتی در ارائه به وسیله اجرا کننده واحد بدون تغییر نمی ماند، هیچ خواننده ای قادر نیست ترانه ای را که اجرا می کند بار دیگر عیناً همان طور آن را تکرار نماید. پایه استواری از موسیقی امروزی ملل جهان به موسیقی فولکلور موسیقی عامیانه بسته شده است چنانکه گونه ای از موسیقی پیگمه ها (نژاد کوتاه قد افریقایی که بهره کمی از هنر دارند) امروز در موسیقی مدرن و جاز افریقایی به چشم می خورد. اهل فن دراولین نظر به روشنی در می یابند که موسیقی سازبندی شده امروزی را همان موسیقی عامیانه گذشته غنا داده است. آثاری در موسیقی بومی لری،کلهری ولکی به چشم می خورد که به راستی یا غلط موسیقی فولکلور تلقی می شود، در حقیقت همانطور که از پیدایش و تکوین آن بی خبریم به همان نسبت از توسعه و وسعت این پدیده شگف آور موسیقی آگاه نیستیم و در طی چند قرن کلیه موسیقی شناسان از توجیه و تفسیر صریح و دقیق آن خودداری کرده اند. چرا که موسیقیدانان مجذوب یک آواز در کوچه دیار خود و دیگر بلاد گشته و تحت تأثیر قرار گرفته در ملودی های و گویش های شعری و موسیقی خود بکار برده است. چنانکه گذشته سخن بر این بود که فولکلور در موسیقی این دیار چیست؟ لازم است که به این نشان در موسیقی اشاره داشت، آواهاونغمات توسط خوانندگان در گذشته به همان حال که سروده می شد سازماندهی نمی گشت و در هر حال و مکان و زمان بصورت بداهه تغییر می‌کرد. در گذشته موسیقی بومی ،آفریننده بر حسب نیاز کار و حس و حال در خور، ملودی خلق کرده و ممکن بوده در هر بار خواندن و سرایش ملودی بعضی از مصراع ها ، نیم مصراع (مستزاد گونه) تغییر کند و به چند گونه خوانده می شد و در حقیقت قالب ترانه به خود می گرفت، بدون اینکه شاعر از افاعیل عروضی و قالب های شعری آگاهی داشته باشد. نشانه هایی از فولکلور را در آوازها و سخن لری می توان جستجو کرد، به گونه ای که غنایی آوازها به لحظات تنهایی و درون گرایی و سرودن ملودی های دلنشین در جمع دوستان حماسه ساز و کاری و کوشا و ایلیاتی بر می گردد.

/ 0 نظر / 17 بازدید